محمد يار بن عرب قطغان
207
مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )
بعضى از قصهء جنگ پرستيزه و داستان رزم و آويز آن سلطان مخالفتگذار خونريز ، خنجر تيز در آن عصر شبيهونظير نداشت « 1 » . بعضى از قصهء جنگوستيز و واقعهء رزم و آويز آن سلطان خجسته تميز سياستانگيز از ميان اهل عالم تا به آن وقت « 2 » باقى است و از غايت شهرت از شرح و بيان و تعريف و توصيف آن نيز « 3 » مستغنى است . بعد از آنكه مدت شش سال « 4 » از ايام حكومت و روزگار سلطنت آن خسرو رفيعمنزلت ، در مملكت سمرقند درگذشت و عرصهء آن ولايت به يمن عدالت و حسن رعايت آن حضرت آراسته گشت ، به تاريخ ماه شعبان ( 117 الف ) سنهء ثلاث و تسعين و تسعمائة به زخم كارد عبد الرحيم ميرزاى دورمان كه يكى از مخصوصان و محرمان آن درگاه بود مجروح گشته ، رخت سفر آخرت بست و به رحمت ارحم الراحمين پيوست . و شرح اين واقعه آنكه ، چون ماه شعبان به آخر رسيد و آمدن ماه مبارك رمضان نزديك گرديد ، بنابرآنكه ، آن ماه شريف و ايام لطيف موعود « 5 » رحمت و محل نزول مغفرت است ، سلطان سكندرنشان عباد الله سلطان امتثال امر الهى نموده ، لب از اكل و شرب بربست و شمع انابت در خلوتگاه اطاعت افروخته ، شيشهء آمال و امانى به سنگ تقوى و پرهيزگارى شكست . ميرزا عبد الرحيم ولد جين بى دورمان كه از حضيض مرتبه بىاختيارى به اوج درجهء بختيارى رسانيده بود ، اكثر اوقات به لهو و لعب مىگذرانيد و اسباب مسرّت آراسته مىگردانيد و در آنروز از بادهء معصيت مست شده ، به نظر انور آن حضرت درآمد و سلطان عالىنسب از روى خشم و غضب تير و كمانى كه در پهلو داشت به دست خويش گرفته ، پنج شش بار به تير چوب او را انداخت و بدنش را خسته و مجروح ساخت . عاقبت آن كوتهانديش برگشتهبخت ، بىتحمل شده پاى از حد خويش فراتر نهاد و كاردى كه برميان داشت بر سر دست گرفته ، خود را به
--> ( 1 ) . ت : « اسفنديار روئينهتن . . . نظير نداشت » مكرر آمده و روى آن نيز خط كشيده شده است . ( 2 ) . ت : دم . ( 3 ) . ت : به روى « آن نيز » خط كشيده شده است . ( 4 ) . س : « شش سال » ندارد ، از نسخهء « ت » افزوده شد . ( 5 ) . ت : موعد .